أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
300
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و بشب از مكان خود برآيند كالوحش تطلع عن كناسها ، و سوگند ميخورم بشب چون تاريك شود و گفتهاند كه : پشت بركند و برود ، و بصبح چون نفس زند يعنى روشنائى وى كشيده گردد و باد نسيم در هبوب آيد كه اين قرآن گفتار رسولى است كريم بر خداى خويش يعنى جبرئيل عليه السّلام و اين بر توسّع و مجاز است و بحقيقت قرآن سخن خداى تعالى و گفتهء وى است أمّا چون آورنده و گزارنده جبرئيل عليه السّلام بود و پيغمبر خداى تعالى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از وى مىشنيد آن را سخن وى خواند اين رسول ، خداوند قوّت است با مكانت و منزلت است بنزديك خداى تعالى كه خداوند عرش است ، فرمانرواست آنجا يعنى در آسمان فريشتگان آسمان مطيع امر وىاند ؛ امين است بر وحى خداى تعالى ، زيادت و نقصان نكند و دروغ نگويد ، و هم به اين سوگند كه يار و صاحب شما محمّد كه ولادت او در ميان شما بوده است و مدّتها در ميان شما بوده است وى را ميدانيد و مىشناسيد وى ديوانه نيست چنان كه شما ميگوئيد . [ سوره التكوير ( 81 ) : آيات 23 تا 29 ] وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ ( 23 ) وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ ( 24 ) وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ ( 25 ) فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ ( 26 ) إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ ( 27 ) لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ ( 28 ) وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ ( 29 ) بدرستى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بديد او را يعنى جبرئيل را عليه السّلام بر آن صورت كه خداى تعالى وى را آفريده است بكنارهء آسمان هويدا و روشن بمطلع آفتاب أعلى ؛ و اين چنان بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جبرئيل را عليه السّلام گفت كه : مرا مىبايد كه ترا بر آن صورت ببينم كه در آسمان مىباشى ؟ - جبرئيل عليه السّلام گفت : طاقت نيارى ؛ گفت : على كلّ حال مىبايد كه بينم ؛ گفت : كجا خود را به تو نمايم ؟ - گفت : بأبطح « 1 » ، گفت : در نگنجم ؛ گفت : بمنى ، گفت : در نگنجم ، گفت : به عرفات ، گفت : در نگنجم ؛ و اگر لابدّ است بكوه حراء
--> ( 1 ) - در مجمع البحرين گفته : « فى الحديث انّه ( ص ) صلّى بالأبطح يعنى مسيل وادى مكة و هو مسيل واسع فيه دقاق الحصى أوّله عند منقطع الشعب بين وادى منى و آخره متّصل بالمقبرة تسمى بالمعلّى عند أهل مكّة » . ( تا آخر گفتار او ) .